1. از عبري به لاتيني. زيج عبري مونپليه (1300) تأليف يعقوب بن ماهربن
تبون (سيزدهم - 2) بهزودي به لاتيني ترجمه شد و اين ترجمه شهرت زيادي يافت. آرمانگو پسر بلز (سيزدهم - 2) در ترجمهٴ خود از عربي به لاتيني، ترجمهٴ عبري را هم مورد بهرهبرداري قرار داد. قالونيموس بن قالونيموس، كه بيشتر به خاطر ترجمههايش ازعربي معروف است،
تهافةالتهافهٴ ابن رشد را از عبري ترجمه كرد، ژان دوپلاني يك رسالهٴ پزشكي ابن رشد را ترجمه كرد؛ آرنوي كنكمپوايي كتابهاي متعددي را در علم اخترگويي ترجمه كرد؛ ابراهيم بن شم - طب (سيزدهم - 2)، سيمون جنوايي (سيزدهم - 2) را در ترجمهٴ كتابهاي پزشكي عربي ياري كرد، كه احتمالاً از روي ترجمههاي عبري يا به هر حال با استفاده از اين ترجمهها بود. اين ترجمههاي آخري ممكن است در سدهٴ سيزدهم يا پس از آن انجام شده باشد.
2. از عبري به فرانسه. همين آرنوي كنكمپوايي كتابهاي زيادي را از عبري به فرانسه ترجمه كرد و از سوي ديگر ترجمههايش از آثار ابراهيم ابنعزرا به لاتيني، احتمالاً با كمك گرفتن از ترجمههاي فرانسهٴ هاگين دولاكروا (سيزدهم - 2) صورت گرفته است، اين امر استعداد زبانداني يك يهودي را، كه در خدمت شاه فرانسه بود، نشان ميدهد. پيداست كه او به سه زبان مسلط بود (عبري، فرانسه و لاتيني).
3. از عبري به عربي. يوسف بن اسحاق اسرائيلي كتاب پدرش را به عربي تلخيص كرد (حدود 1324 - 1331م/725 -732 ه ق) و اين ترجمه به زودي دوباره به عبري ترجمه شد! اين مثال ديگري از مشكلات زبان در طليطله است كه آنخل گونزالس پالنسيايي به خوبي نشان داده است(1926 - 1930). اسناد او تنها تا سال 1315م/715 ه ق را دربر ميگيرد، ولي اختلاط زبانها پس از آن هم متوقف نشد.
فرانسه
كاربرد زبان فرانسه به عنوان منبع، برتري روزافزون آن را بهخوبي نشان ميدهد. كتابهاي لاتيني و عبري (و نه بقيه) به فرانسه ترجمه شد؛ از سوي ديگر، كتابهاي فرانسه هم به انگليسي، هلندي و ايتاليايي ترجمه شد و حتي نشانههايي از سرايت آن به زبان لاتيني ديده ميشود.
1. از فرانسه به انگليسي. ثمربخشترين اين ترجمهها از لحاظ كلي آنهاست كه به انگليسي برگردانده شدهاند: رابرت منينگ با اقتباس از اصل آنگلونورماني اعمال گناهآلود
را نوشت. مايكل نورثگيت اجابت دعوت را از زبان فقيرتر فرانسهٴ شمالي ترجمه كرد.
2. از فرانسه به هلندي. لودويك فان فلتهم با پيروي از استادش ياكوب فان مايرلانت كتاب هلندي مرلين را، كه از داستانهاي فرانسوي اقتباس شده بود، به اتمام رساند.
3. از فرانسه به ايتاليايي. زوتچرو بنچيوني برخي متون فرانسوي را به ايتاليايي ترجمه كرد؛